كتاب : ترجمه موجز    صفحه :


كتاب مبارك موجز
از تأليفات عالم رباني و فقيه صمداني
مرحوم آقاي حاج زين‌العابدين خان كرماني اعلي الله مقامه

 بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله و سلام علي عباده الذين اصطفي .
و بعد چنين گويد بنده مسكين فاني زين‌العابدين بن كريم كرماني كه چون فارغ شدم از تأليف رساله موجز در احكام عبادات و بزبان عربي بود ناچار شدم از ترجمه آن تا آنكه اخوان عجم ما هم از آن بهره‌مند شوند و از خداوند مسألت دارم كه همه ما را توفيق دهد بر عمل بمرضات خود و اگر در ترجمه ترتيب كلمات و معاني تحت اللفظ آنها ملاحظه نشود اهل ادب نكته نگيرند و مقصود تفهيم مسائل است بقسمي كه در زبان فارسي پسنديده باشد و بسا بعضي عبارات را هم كه در عربي نوشته‌ايم و اشاره بدليل يا مطلب ديگر شده است در ترجمه محض اختصار صرف نظر نموده حذف نمائيم و چون الحمد لله در اغلب عبارات كه در آن رساله نوشته‌ايم اقتصار بر متون اخبار و احاديث وارده از اهل بيت عصمت و طهارت (س) شده است از خداوند مسألت دارم كه توفيق و تأييد خود را مساعد
 اين بنده جاهل فرمايد تا ترجمه آنها را موافق مراد ايشان در اين مقام بنگارم و لا حول و لا قوة الا بالله العلي العظيم و صلي الله علي محمد و آله الطاهرين و لعنة الله علي اعدائهم اجمعين و در آن مقدمه‌ايست و اسفاري .
مقدمه
در آنچه واجب است تقديم آن از مسائل كليه و در آن چند فصل است :
فصل - در مجملي از امر عقايد است و بدانكه مشايخ ما اعلي الله مقامهم كتب بسيار در عقايد نوشته‌اند مطوّل و مختصر و غرض من در اين مقام رفع بعضي شبهات است كه بعضي از معاندين اين سلسله جليله القا نموده‌اند . پس بدانكه اصول عقايد ما مجملا اصول عقايد اسلام و مذهب است همان طور كه عقل مطابق با نقل دلالت ميكند بر آن و تفصيل آنها را خداوند در كتاب مجيد خود فرموده و پيغمبر صلي الله عليه و آله در سنت خود بيان نموده است و اهل حق از امت آن بزرگوار اجماع بر آن نموده‌اند ، غير آنرا نميگوئيم و بخلاف آن معتقد نيستيم و خداوند لعنت كند كسي را كه دعوي بيجا كند و خائب و خاسر است كسي كه افترا بندد ان افتريته فعليّ اجرامي و انا بريء مما تجرمون و مشايخ ما اعلي الله مقامهم تفصيل عقايد را ببيان واضح نوشته‌اند و ادله نيّره از آيات و اخبار و اجماع فرقه محقه بر آن اقامه نموده‌اند و كتب ايشان مشحون بادله و منتشر در اطراف بلاد است ، چيزي كه هست اين است
 كه ايشان اهل علمي و اصطلاحي خاصند همچنانكه اهل هر علمي اصطلاحي دارند و همه جا معروف است كه مشاحّه و بخلي در اصطلاح نيست اما مشايخ ما قناعت باين نكرده‌اند و عمد كرده‌اند در اصطلاحات خود كه مهما امكن باصطلاح اخبار آل‌محمد عليهم السلام جاري شوند همچنانكه كتب ايشان شهادت باين ميدهد .
پس در توحيد خداوند كه اول دين است بعضي از علماء آنرا اصل اول شمرده‌اند بعد ملاحظه كردند كه بسياري از جبريها و كساني كه قائل بتفويض شده‌اند از عامه با عوام شيعه و جهال آنها مختلطند و ترسيدند كه آنها را گمراه كنند پس عدل را از ميان صفات خداوند اصل ثاني شمردند بجهت اينكه تأكيد باشد و عوام از آن غافل نشوند و گول عامه را نخورند همچنانكه بعض از علماء ما مثل مرحوم ميرزاي قمي رحمه الله در قوانين تصريح بآن نموده‌اند آنجا كه ميفرمايد : مراد باصول دين اجزاء ايمان است و آن در نزد ما پنج است و آنها معرفت بوجود باري واجب بالذاتي است كه مستجمع جميع كمالات است و منزه از نقايص و تفصيل اين اجمال راجع ميشود بواجب الوجود عالم قادر منزه از شريك و احتياج و فعل قبيح و لغو پس مندرج ميشود در اين عدل و حكمت پس حاجتي بجدا كردن عدل نيست مگر براي مزيد اهتمام و از اين جهت قرار داده‌اند آنرا يكي از اصول خمسه بعد تصديق بنبوت پيغمبر ما صلي الله عليه و آله ، تا آخر كلام او . و بعض از علماء نقل كرده